عواملی که روی فعالیت جسمانی موثر هستند متعدند مانند: عدم وجود آگاهی از مزایای آن، عدم وجود اطلاعات کافی در مورد سطوح و محدوده فعالیت جسمانی، عدم وجود تعهدات حمایتی، عدم دسترسی به تسهیلات ورزشی، فشارهای اقتصادی، محدودیتهای اوقات فراغت و حتی مشکلات و محدودیتهای فرهنگی در زمینه فعالیت جسمانی زنان.

        جملات زير برگزيده اي از يك بحث مفصّل و جالب توجه در مورد اهميت بهداشتي ورزش است كه ابن سينا در كتاب قانون، به رشته تحرير درآورده و آنقدر زنده و پويا است كه نياز به هيچگونه توضيح اضافي ندارد:

      "از آنجاكه اساس تندرستي به ترتيبِ اهميت، بر ورزش و غذا و خواب قرار دارد. بهتر است اهمّ را بر مهمّ ترجيح دهيم و موضوع ورزش را پيش كشيم :

      ورزش حركتي است تابع اراده. در ورزش، تنفس بلند و بزرگ و پي در پي مي‌آيد. هركس بتواند با شيوه صحيح و متناسب با اعتدال مزاجش و در وقت و هنگام مناسب ورزش كند از مداواي بيماري‌هاي مادي و بيماري‌هاي مزاجي كه در دنباله آن مي‌آيد، بي نياز مي‌گردد. البته اين بهره برداري از ورزش هنگامي ميسّر است كه دستورات ديگر بهداشتي را به كلي مراعات كند. وي اضافه مي‌كند : ورزش، ما را از استعمال دارو بي نياز مي‌سازد و بهترين بازدارنده امتلاء است. اگر ورزش به صورت صحيح و چنانكه بايد و شايد انجام پذيرد، عوامل بيماري‌هاي امتلاء از بين مي‌رود. ورزش علاوه برآن فوائد ديگري به شرح زير، دارد :

1) ورزش حرارت ملايم پديد مي‌آورد و مواد دفعي را روز به روز مي‌گدازد و به طور منظم و مرتب آنها را از جاي مي‌لغزاند و راه بيرون آمدن را به آنها مي‌نمايد و نمي‌گذارد هر روز قسمتي باقي بماند، جمع شود و تاثيري بگذارد

2) چنانكه گفتيم ورزش توليد حرارت مي‌كند و حرارت غريزي را فزوني مي‌دهد. بر اثر ورزش، مفاصل سخت و نيرومند مي‌شوند، پي‌ها نيرو مي‌گيرند، در كنش‌هايشان قوي مي‌گردند و از تاثيرپذيري در امان مي‌مانند.

3) اندام‌ها بر اثر ورزش براي پذيرش غذا آمادگي بيشتري مي‌يابند زيرا مواد دفعي از آنها دست برداشته و جاي غذا خالي مانده است.

4) نيروي جذب كننده بر اثر ورزش به حركت در مي‌آيد و گره از اندام‌ها مي‌گشايد، اندام‌ها به نرمش در مي‌آيند، رطوبت‌هاي بدن رقيق مي‌گردند و منافذ ريز بدن، فراختر مي‌شوند (1).

       معمول ترين بعد سلامتي، سلامت جسمي است كه نسبت به ابعاد ديگر سلامتي ساده تر مي‌توان آنرا ارزيابي كرد. سلامت جسمي در حقيقت ناشي از عملكرد درست اعضاء بدن است.با توجه به تعريف سلامتي (تعريف WHO) متوجه مي‌شويم كه سلامتي يك مسئله چند بعدي است حتي امروزه علاوه بر بعد جسمي، رواني و اجتماعي، جنبه معنوي را هم در نظر مي‌گيرند. و بايد توجه داشت كه ابعاد مختلف سلامتي و يا بيماري بر يكديگر اثر كرده و تحت تاثير يكديگر قرار دارند. چنانچه مشكلات جسمي بر روان فرد مشكلات رواني بر جسم او و نيز هر دوي آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد ديگر سلامتي اثر مي‌گذارند لذا اقدامات انجام شده براي ارتقاي سلامتي بايد به تمام جوانب سلامتي فردي (جسمي و رواني و معنوي) و سلامت كلي جامعه توجه داشته باشد(1).

       عوامل مخاطره آميز جديدي رخ مي‌نمايد كه دسترسي به سلامت كه به تعبير حكيم نظامي، همان اقليم آسودگي (سلامت به اقليم آسودگيست) و به تعبير امروزي، همان رفاه كامل جسمي،‌ رواني، اجتماعي و معنوي است را بسيار مشكل مي‌كند. زيرا تغييرات جديد، ‌نيازهاي تازه اي خلق كرده است. به طوري كه اگر در زمان هاي نه چندان دور، بيماري هاي عفوني در اپيدمي هاي بزرگ، جمعيت هاي كثير انساني را نابود مي‌كرد هم اكنون، سوانح و حوادث ترافيكي، ‌بيماري هاي قلبي و عروقي، ‌بيماري هاي عصبي و رواني، ‌چاقي و كم تحرّكي، سوء مصرف مواد مخدّر و مصرف دخانيات، بيماريهاي بازپديد و نوپديد، بخش بزرگي از بار بيماري ها را به خود اختصاص مي‌دهند. اگر نيازها تغيير كرده اند تامين كنندگان اين نيازها نيز بايستي با مطالعه كافي در مراجع، ‌گزارش ها، پژوهش ها و مستندات، ضمن برنامه ريزي دقيق و دورانديشانه به سمت حل اين مشكل و رفع اين نيازها بكوشند(1).

         شیوع چاقی در دنیا روبه افزایش است. بررسی های مرکز ملی آمار بهداشتی(آمریکا) طی 30 سال نشان می دهد که درصد افزایش وزن در مردان از 8/22 درصد به 7/31 درصد و در زنان از 7/25 درصد به 9/34 درصد افزایش یافته و بیشتر افزایش، بتقریب 30 درصد، در دهه 80 بوده است. مطالعه های اخیر در کشور ما نیز نشان داده اند که افزایش وزن و چاقی در جوامع شهری و روستائی ایران از شیوع بالائی برخوردار است. در افراد 30سال به بالا، در نواحی شهری این عارضه تا 82 درصد و در روستائیان تهران تا 72 درصد افراد افزایش وزن دارند و یا مبتلا به چاقی هستند(2).

      در مطالعه ای که فرهاد رحماني نيا به منظورتعيين شيوع اضافه وزن و چاقي در دانش آموزان پسر 12 تا 17 ساله شهر رشت و رابطه آن با سطح فعاليت بدني انجام داد نشان داد که بين شيوع اضافه وزن و سطح فعاليت بدني رابطه معني داري (r=-0.12) مشاهده شد (P<0.05). و همچنین بين شيوع چاقي و سطح فعاليت بدني نيز رابطه معني داري (r=-0.13) مشاهده شد ( 3)(P<0.05). افزایش فعالیت فیزیکی یکی از روشهای اساسی کاهش وزن در افراد چاق و حتی در افراد سالم می باشد. از عوامل مهم موفقیت اثر ورزش بر چاقی مدیریت بلند مدت و توسعه یک برنامه ورزشی و تمرین مداوم است. فواید ورزش و اهمیت آن برای همه آشکار است. لذا، توسعه مکانهای ورزشی و تجهیز آنها برای استفاده عموم در هر زمان و مکان ضروری است. تحقیقات نشان داده است، در برنامه های میان مدت و بلند مدت، توسعه ورزش عمومی و ایجاد زمینه های لازم برای جذب افراد در سنین مختلف، علاوه بر کاهش بسیاری از بیماریها، از هزینه های درمانی شرکتهای بیمه و نیز سبد خانواده می کاهد و نه تنها به ارتقای سطح سلامت فرد و جامعه منجر میشود بلکه امید به زندگی را نیزافزایش می دهد(4). فقدان فعاليت بدني كافي خطر رويداد قلبي را حداقل تا 2 برابر افزايش مي دهد(5).

      به علّت پيشرفت علم و تكنولوژي، ارتقاي سطح سواد، بهبود ارتباطات، دسترسي به خدمات بهداشتي درماني، بهبود تغذيه و بهداشت محيط، تغيير شيوه زندگي، توسعه شهرنشيني، كاهش تحرّك روزانه و تغيير عادات غذايي، سيماي سلامت از نظر علّت بيماري و مرگ در دنيا تغيير كرده است كه به اين موضوع گذار سلامت گفته مي‌شود. بيماري‌هاي عفوني واگير دار، كنترل شده و بيماري‌هاي مزمن و متابوليك جايگزين آن گرديده است. از 000/300 مرگي كه در سال 1379 در كشور اتفاق افتاده است بيماري‌هاي قلبي عروقي با 000/100 مورد اوّلين علّت مرگ را تشكيل مي‌دهد. در كشور‌هاي اروپايي بيماري‌هاي قلبي 37، سرطان‌ها 19، سكته مغزي 14، عفوني و واگير دار 10، حوادث و سوانح 8 درصد و در كشورهاي آفريقايي به ترتيب 6، 5، 5، 56، 12 درصد علّت مرگ را تشكيل مي‌دهند. در كشور ما اوّلين علّت را بيماري‌هاي قلبي عروقي، علّت دوم حوادث و سوانح، علّت سوم سرطان‌ها، علّت چهارم حول تولد و پنجمين علّت بيماري‌هاي عفوني را تشكيل مي‌دهد. از اين نظر مردم كشور ما مشابه كشورهاي صنعتي فوت مي‌كنند يعني به علّت بيماري‌هاي غيرواگير دار، اين در حالي است كه در اين كشور‌ها با اقدامات پيشگيري كه به عمل آورده‌اند موفق به كاهشي به ميزان 70-40 درصد شده‌اند ولي در كشور ما اين عامل رو به گسترش بوده و سن بروز سكته قلبي به ميزان 5/16 درصد به عنوان اوّلين علّت مرگ در كشور، در حال كاهش است. بيماري‌هاي مزمن شامل افزايش وزن و چاقي، فشار خون، ديابت، بيماري‌هاي مزمن ريوي، بيماري‌هاي مفصل و استخوان و سرطان‌ها رو به افزايش است كه سيماي بيماري‌هاي مزمن كشور از اين نظر مشابه كشور‌هاي غربي مي‌باشد(1).

         برخي از شواهد علمي در 30 سال گذشته نشان مي دهد مرگ و مير نسبي مبتلايان به بيماريهاي قلبي-عروقي در مردم جهان بوي‍‍ژه در مردم آمريكا كاهش بارزي داشته است. بطوري كه ميانگين سن قربانيان اين نوع بيماريها رو به افزايش است. دليل آن را مي توان انجام فعاليتهاي بدني بيشتر، مصرف چربي كمتر و كنترل بهتر آنها، كنترل فشار خون و مصرف كمتر سيگار دانست(6).

         با توجه به نقش فعالیت جسمانی منظم در ارتقاء سطح سلامت جامعه از طریق کاهش ابتلا به انواع بیماریهای مزمن و افزایش امید به زندگی، توجه به عوامل فوق و برطرف کردن مشکلات مربوط به عدم انجام فعالیت جسمانی در تمام گروههای سنی امری مهم تلقی می شود.

        تدارک امکانات و تسهیلات مورد نیاز برای انجام فعالیت جسمانی جامعه علاوه بر پیشگیری از بروز بسیاری از بیماریها، دارای منافع اقتصادی نیز می باشد زیرا موجب کاهش هزینه مراقبتهای پزشکی، افزایش قدرت تولیدو بهره وری و شرایط مناسب اجتماعی می گردد و حتی با کاهش ناهنجاریها و بزهکاری در جامعه همراه خواهد بود. نهايتا يك رابطه دو سويه بين وضعيت سلامت فرد با فعاليت اقتصادي او وجود دارد. افراد سالم تر بهره وري بيشتري دارند و يك اقتصاد مولّد، توانايي بيشتري براي خريد مراقبت هاي بهداشتي بيشتر دارد.

      طبيعي است كه براي ارتقاي سلامت، نيازمند اصلاح شيوة زندگي هستيم. يعني اگر شيوة زندگي خود را بهبود ببخشيم، آنگاه به ارتقاي سلامت، دست يافته ايم. بنابراين به منظور بهبود شيوة زندگي و دست‌يابي به اقليم آسودگي، رعايت اصول زير، از اهميت والايي برخوردار است :

1 ـ توانمندسازي مردم به منظور تامين و ارتقاي سلامت

2 ـ جلب همكاري‌هاي بين بخشي

بدون شك، اين دو استراتژي، روش‌هاي مختلفي را براي پياده شدن، مي‌طلبد. براي توانمندسازي مردم، علاوه بر انتقال آگاهي ضرورت دارد زمينه هاي اعتقاد و عمل هم فراهم آيد تا مجموعا به تغيير رفتار مناسب و توانمندانه، تبديل شود.

 

 

و براي ماندگاري اين تغيير رفتار، ضرورت دارد عمل، به يك فرهنگ عمومي تبديل شود تا عامل محرّكه اي براي اجراي آن توسط افراد نيز تلقي گردد.

      براي همكاري بين بخشي، تبيين فرايند سلامت ناشي از شيوة زندگي سالم، از اهميت چشمگيري برخوردار است. به نحوي كه همة بخش‌هاي مرتبط بتوانند جايگاه خود را در تامين سلامت پيدا كنند. بديهي است ضرورت اين همكاري، پذيرش سلامت به عنوان محور توسعه پايدار به طور قانونمند است و هر عامل ديگري كه به عنوان محور توسعه پايدار، تلقي شود در درازمدت مي‌تواند براي تامين سلامت مردم، زيانبار باشد(1).

        بديهي است كه اثر بخشي دو روش فوق، براي اصلاح شيوة زندگي، متفاوت است ولي معمولا قانون‌مندي و رعايت آن با محوريت سلامت، از اهميت بيشتري برخوردار مي‌باشد. به عنوان مثال با توانمند سازي فرد و جامعه مي‌توان مردم را به انجام فعالیتهای جسمانی بیشتری ترغیب نمود. اما اگر با بهره گيري از قوانين و دستورالعملها بتوان شرایطی را فراهم نمود که افراد مجبور به انجام فعالیت جسمانی باشند اثرات قابل توجهی خواهد داشت حتي اگر مردم توانمندي اقدام را براي انجام فعالیت جسمانی پيدا نكرده باشند.

      مردم در چهار حوزه عمده زندگي روزانه خود فرصتي براي فعاليت فيزيكي دارند : كار، رفت و آمد،  وظايف خانگي يا در اوقات فراغت. در اين جا منظور از عدم فعاليت فيزيكي، فعاليت بسيار كم يا عدم فعاليت فيزيكي در هر يك از اين چهارچوب است. برآورد جهاني از عدم فعاليت فيزيكي در ميان بالغين، 17درصد است كه در مناطق مختلف از 11درصد تا 24درصد متغير مي‌باشد در مورد كساني كه اندكي فعاليت دارند يعني به طور متوسط، كمتر از 5/2 ساعت در هفته بين 51درصد ـ31درصد  و متوسط جهاني آن 41درصد است. فعاليت فيزيكي خطر بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، برخي سرطان‌ها و ديابت نوع 2 را كاهش مي‌دهد. فعاليت فيزيكي متابوليسم گلوكز را بهبود مي‌بخشد چربي بدن را كم مي‌كند و فشار خون را پايين مي‌آورد. فعاليت فيزيكي با تاثير بر پروستاگلاندين‌ها، كاهش زمان گذر روده اي و بالا بردن سطح آنتي اكسيدان‌ها از خطر سرطان كولون مي‌كاهد. همچنين باعث كاهش سرطان پستان مي‌شود كه در نتيجه متابوليسم هورموني ايجاد مي‌شود وزن بدن كنترل مي‌شود، سلامت اسكلتي ـ عضلاني را ارتقاء مي‌بخشد و نشانه هاي افسردگي را كاهش مي‌دهد. در كل، تخمين زده مي‌شود عدم فعاليت فيزيكي باعث 9/1 ميليون مورد مرگ در سراسر جهان ميباشد(1).

       بایستی شرایطی فراهم شود تا افراد را در تغییر سبک زندگیشان توانمند سازد و این توانمند سازی منجر به ارتقاء سلامت شود. ایجاد تغییر در سبک زندگی و شرایط زندگی مردم بطور اجتناب ناپذیری تعارضاتی را بین بخشهای مختلف و خواسته های یک جمعیت ایجاد خواهد کرد. بعنوان مثال چنین تعارضاتی ممکن است ناشی از مشکلات موجود در دسترسی به منابع،استفاده از آنها و توزیع منابع بوده و یا برخاسته از موانع موجود در زمینه عملکردهای فردی یا سازمانی باشد.حل و فصل این تعارضات به گونه ای که منجر به ارتقاء سلامت شود، احتمالا به اطلاعات قابل توجه مجریان ارتقاء سلامت نیاز خواهد داشت(7).